۱۳۹۰ مرداد ۱۸, سه‌شنبه

آغاز

سلام
هیچ وقت فکر نمیکردم وبلاگ نویسی اینقدر سخت باشه، اصلاً فکر نمیکردم یه روز بخوام وبلاگ بنویسم. ولی یه جاهایی آدم تو زندگیش یه تصمیمهایی می گیره که شاید اون ها مسیر زندگیش رو واسه همیشه عوض کردن.
من بیشتر از یک ساله که اینجور معتاد وبلاگ خوندن شدم، دقیقاً خرداد پارسال بود. غریبه ۸۹ اولین دریچه بود برای من واسه ورود به این دنیای جادویی. نمی خوام تو پست نخستم خیلی درازگویی کنم اما خیلی چیزها هست که باید بگم و چه مسئولیت سنگینیه این گفتن ها!
از بکگراند و دوستهایی که لینک شدن میتونین حدس بزنین. ولی زیاد به خودتون فشار نیارین، به زودی مفصل میگم.
پ.ن.: یه بار سنگینی از دوشم برداشته شد... آخییییش!!!

۸ نظر:

غریبه 92 گفت...

ااااا ، بیا بیا ، بذار پایین یکم خستگی در کن .. بابا مسئولیت به این سنگینی رو چرا گذاشتی روی دوشت ؟ .. می ذاشتی روی فرغونی چیزی راحت باشی :))
ورودتو به عالم وبلاگ نویسی خوش امد می گم ..

Reza Cupid Boy گفت...

مرسی غریبه ۹۰ خیلی عزیز چه خوب که اولین کامنت وبلاگم هم مال تو شد داداش!!!

Strange Boy گفت...

ســـــــــــــلام رضــــــــا
چطوری پسر؟؟؟؟؟
تبریییییییییییییک میگم کلی!!!!!!!!
خیلی کار خوبی کردی اومدی!
هیجان زده شدم نمی دونم چی بگم! :))
فعلا!!!!!!!!

Reza Cupid Boy گفت...

>D:< این جا چرا آیکن نداره بغلت کنم من آخه؟؟؟؟

ناشناس گفت...

مبارک باشه
امیدوارم پر از شادی برات باشه و مثل قالبت رنگی
بوس

Reza Cupid Boy گفت...

خیلی ممنون شایان جان،،، در کنار شما دوستام عالیه!!!

نقطه چین ها . . . گفت...

..به جمع ما خوش اومدی..توی گود بودن بیشتر از خارج از گود بودن لذت داره!..حالا که وارد وبلاگ نویسی شدی باید خیلی حرفا برای گفتن داشته باشی..که باید بنویسی تا موندگار بشی..همونطور که گفتم خیلی خوشحال میشیم وقتی یکی از جنس ما وبلاگ میسازه و خودشو اونطور که هست به جامعه معرفی میکنه..راه درازی در پیش داری..خوش اومدی! :-)

یوسف

Reza Cupid Boy گفت...

مرسی یوسف عزیز!!! من به همتون یه حسی دارم که قابل وصف نیست! یه سال بیشتره باهاتون زندگی کردم واسه همین الان خیلی ذوق کردم که مخاطبتونم! >D:<