۱۳۹۱ آذر ۳۰, پنجشنبه

Confessions On A Dancefloor

     از شایان ممنونم که دعوتم کرد به این بازی باحال! نمی دونم پارسال هم کردم این کارو یا نه! به هر حال! من خوشم میاد از اعتراف! اون هم اگه از نوع سنت اُگوستینیش باشه!!! قبح بریزه ینی! :)) اصن اعترافی که مایه جنسی و دینی و اینا نداشته باشه فایده نداره! حالا ما دینیش رو فاکتور میگیریم!
۱- دوس دارم در آینده یکی از اینا شم: مدل، خواننده، بازیگر، نویسنده!
۲- تا حالا سکس نداشته م، کسی رو هم نبوسیده م، بی اف هم نداشته م (پس تو این ۲۱ سال چه گهی خوردی؟) :))))
۳- از مو متنفرم و به زودی همه تنم رو لیزر می کنم!
۴- من هموفوب هستم یه کمی! ینی کلاً هنوز واسم کامل جا نیفتاده که این داستان ینی چی! با این که خودم واسه خودم هیچ عیب نمیدونم که با یه پسر دوس شم، ولی واسم ناملموسه اگه ببینم دو تا پسر تو خیابون دست هم رو گرفتن! البته من هتروفوب هم هستماااا! شدیدتر از این! ولی خب ساختارای اجتماعی روم تاثیر بسزایی گذاشته ن! از ترنس ها هم رسمن بدم میاد! ینی چی آخه؟ آدم یا زنه یا مرد دیگه! ( دو جمله آخرو شوخی کردم، پایینی رو بخونی می فهمی). کلاً یه احساس رقت، شرمندگی و مسخره ای در مواجهه با ترنس ها دارم! (ام تو اف البته، یه کم هم اف تو ام، آخه ندیدم از نزدیک مدل دومی رو) =))
۵- هنوز مطمئن نیستم که گی باشم! (با توجه به تعاریف علمی نه عامه). گاهی فک می کنم ترنس هستم و دارم ازش فرار می کنم! ادا اطوار ندارم ولی همیشه بخش زنونه وجود فعالتره و هیچوخت بدم نمیومده که یه زن به دنیا میومدم! البته الان از مزایای مرد بودنم خیلی راضیم ولی خب... نمی دونم دیگه! چرا منو تو این موقعیت میذارین! آهاااان گاهی هم به بعضی از دخترا حس پیدا می کنم که البته جنسی نیست تقریباً ولی بیشتر حالت یه جور پشتیبانی و اینا رو داره که دوس داری مردشون بشی! (من و این حرفا!؟) البته باز هم مسخره س چون من خودم دوس دارم یکی من رو پشتیبانی کنه! نمی دونم، خیلی کم پیش میاد! اون هم با این دخترای خیلی ضعیف و ظریف که دس بهشون بزنی میشکنن! کلاً آدم عجیبی شده م!
     خب اگه بخوام سفره دلم رو باز کنم باید از اعتقادات بامزه مذهبی و فتیشای جنسی و تجربه های ترای کردنام و بلاگرایی که تو کفشون بودم و اینا هم بگم که خیلی طولانی میشه! ایشالا سال دیگه که بالغ تر شدم میگم!
کسی رو هم دعوت نمی کنم! همه شده ن قبلاً!
پ.ن: عنوان پست آلبومی از بانو مدونا هست!
۶- هر چی کلنجار رفتم نشد اینو نگم! :))))) البته یه بار گفته م حدوداً! ولی این جوری نه! از این عشقای پاک و افلاطونی و اسگل بازیام بدم میاد! عشق مدل عشق ریانا-کریس براونی باید باشه! خیانت! دعوا! فحش و کتک کاری :)))) ولی بعدش برگردین به هم! :))))) این اعتراف آخر رو خیلی جدی نگیرین! هورمونام بهم ریخته!
بوووس



به اشکان و ژوبی هم سومین سالگردشون رو تبریک می گم و این که خیلی باحاله آدم تو سردترین روزای سال عشق زندگیش رو پیدا کنه! :)

یلداتون هم مبارک بچه هااااا!

۲۸ نظر:

saman... گفت...

خب خب خب...فك كنم يجورايي همسان خودم رو پيدا كردم...آقا رضا...
رضا جان نميدونم قضيه از چه قراره ولي وقتي كه از خودت ميگي و راجع به خودت مينويسي حس ميكنم خودم از اخلاقياتم...علايقم يا ديوونه بازياي بي خطري كه يه لحظه به ذهنم خطور ميكنن و در حقيقت چيز ديگه اي اند دارم مينويسم...
تو قالب اصلي نوشته هات خودمو ميبينم...خيلي جالبه...

رضا جان اگه بخواي توقع داشته باشي كه يه جامعه تو رو به عنوان اقليت بپذيره تو هم بايد همه ي ال جي بي تي ها رو به عنوان حقيقتي مثل خودت قبول كني...اون حس زنونه مردونه رو هم همه ي ماها داريم...

بهتره كه هرچي زودتر تكليفت رو با جنسيتت مشخص كني...اگه اينطوري فك كني همه آدمها گي و استريت ترنس و باي و هترو هستند...ولي حس و تمايل برتر تو هركدوم از اين گرايشات هويت رو معين ميكنه نه تمايلاتي...تمايلات اجتماعي رو با تمابلات جنسيت اشتباه نگير...
بهرحال هرچي هستي موفق و شاد باشي...

amir گفت...

هورمونات شدیدا بهم ریختن
خب باید بگم با بعضی از حرفات موافقم و بعضی هاشو نمیفهمم
منم دوست دارم مدل بشم یا که خواننده کیه که دوست نداشته باشه؟
منم تاحالا سکس نداشتمو کسی رو هم نبوسیدم و بی اف هم نداشتم
از مو خوشم نمیاد
برام تعجب آوره که میگی برات ناملموسه که دو تا پسر دست همو بگیرن!
خب منم همچین حسی رو نسبت به لزبین ها دارم ولی عشق و رابطه دو تا پسر برام واقعیترین و ملموس ترین چیز تو دنیاست واسه همین خیلی برام اتفاق افتاده که فکر کنم از همکلاسی تا پسرای آشنا همجنسگران! در حالی که نبودن!این تفکرم ناشی از اینه که رابطه دو پسر باهم برام خیلی عادیه
از هتروفوب و هموفوب ات چیزی سر در نمیآرم
منم هیچوخت بدم نمیومده که یه زن به دنیا میومدم ولی ترنس نیستم از ترنس ها هم بدم نمیاد و البته حسشونو درک نمکنم چون ترنس نیستم
درباره پشتیبانی شدن یا کردن تکلیفتو مشخص کن!در این باره حتما هورمونات بهم ریختن!

Reza Cupid Boy گفت...

سامان جالبه این تشابها! من هم با نوشته های بعضیا یه همچین حسایی بهم دس میده! من خودمم تو وبلاگم! شاید واسه اینه که به نظرت حرفام مشابه حرفای دلته!
من همه ال جی بی تی رو بعنوان موجوداتی که هستن، پذیرفته م! ولی مساله خوش اومدن شخصیه! من این مساله خوش نیومدن رو با خیلی آدما دارم! ستریت یا ال جی بی تی! سیاه یا سپید! ولی به خودم اجازه تنفر رو نمی دم!
درباره جنسیت هم باید بگم که به نظر من سکسوالیته مثه یه طیفه! تو ممکنه هر جاییش باشی، ممکنه اصن جات عوض شه! نمی خوام تکلیفم رو معلوم کنم چون تکلیفی در کار نیست!

امیر جان خیلی خوبه که تمایلات و باورهات از من ملایمتر و مردم دوستانه تره، خیللللللی! ولی خب من این مدلی بار اومدم! ولی خدا رو شکر به خودم اجازه تنفر نسبت به هیچ کس و نژاد و جنسیتی رو نمیدم! همین واسم کافیه و باقیش رو میذارم به حساب میل شخصی!
بوووس

saman... گفت...

رضا جان حتي اگر سكسواليته رو يه طيف به حساب بياريم هم بايد گفت هيچ طيفي وقتي كه به وجود اومد طول موجش تغيير نميكنه...شايد تركيب بشه و رنگ جديد بسازه ولي طول موجش ثابته...چون ماهيتش اينه...

Reza Cupid Boy گفت...

یه طیف رنگه! هر رنگی با ذره ای آمیزش میشه یه رنگ دیگه! اینجوری من می بینمش!
بوووس

ashkan گفت...

رضا خوب از همینا اعتراف میکردی جالبتر میشدهااااا :D
"فتیشای جنسی و تجربه های ترای کردنام و بلاگرایی که تو کفشون بودم"

اعترافای جالبی بود مخوصا هموفوب بودنت :D
از تبریکت هم واسه سومین سالگرد ما، واقعا ازت ممنونم. خیلی کارت خیلی ارزشمنده. بوس

محمد گفت...

این اعتراف های یلدایی نشون میده که هر یک از بلاگرا واسه خودشون یه پا گُه هستن و ما بی خبر بودیم :))

Vartan گفت...

نظر من به اشکان نزدیک‌‌‌تره از اون اعترافات بهتری در می‌آومد :)))

Reza Cupid Boy گفت...

اشکان الان که این فیدبک های عالی و مهربون بچه ها رو می بینم دارم باهات هم عقیده میشم! بهتر بود همونارو می نوشتم! :))) بابا من دوستون دارم آخه! با این که نشده ببینمتون از نزدیک!
قابل شما رو نداشت!

دایی چیه بی ادب شدیا! (کی میگه این حرفو!:))))

وارتان کوفففت خیلی هم خوبه اعترافاتم! :)
بوووس

Vartan گفت...

باوشه :)) خوبه ولی اون جاب‌تر می‌بود از ما گفتن :))

ashkan گفت...

وارتان دمت گرم. حمایت حمایت :)
ولی "رضا" زود باش دیگه ببین خودتم دلت میخواد، بیا و اعتراف کن.
اسمشو میذاریم 5اعتراف زمستانی
بیا و استارت کار رو بزن :P

Vartan گفت...

باز هم از هم‌این تریبون حمایت خود را از خواسته‌های بر حق اشکان اعلام می‌کنم :))

آق دایی گفت...

جانا روا نباشد خون ریز را حمایت!!! :D

ولی خب من هم حمایت می کنم، رضا بیا اعتراف کن، حرف داییت رو گوش کن بچهههه

Reza Cupid Boy گفت...

آخه عزیزان من وبلاگ من بیشتر شده شبیه کلاسای روانکاوی و مطب تراپیستا! :))))
بیخیال!
بوووس

Josef Kh گفت...

بگو بایسکشوآل هستی دیگه..خیال همه رو راحت کن!! :دی

ژوبی گفت...

خب الان این همه ضد و نقیض داری میتونی تصمیمی بگیری؟! میدونی بعد خوندن ین پست چی از تو تو زهنم اومد؟ یه آدمی که مثلا بین دو تا پسر گیر کرده؛ بعد قسمت چپ ذهنش میگه اصغر خوبه؛ دست راستش گوپس می کوبه چپ :) بعد قسمت میانی قلبش میگه نه بابا اصغر که گیه، من ترنسم، بعد دست چپیه میره وسط شلوار، با حالت استریتا میگه: آه، این چیه پس!!! :) یه همچین آدمی هستی تو واقعا؟!!! :))))))))))
ضمنا بابت تبریکت ممنون رضا جونم، خیلی چسبید، ممنون

Reza Cupid Boy گفت...

نه یوسف آخه نسبت بگیری ۱ به ۹۹ اِ :))
ژوبی نه دیگه در این حد عزیز من! :)))))) چقد ذهنت خلاقه!
خواهش می کنم قابل شما رو نداشت!
بوووس

اشکان گفت...

اگه چیزی تو شرتت داری بیا و اعتراف به

"فتیشای جنسی و تجربه های ترای کردنام و بلاگرایی که تو کفشون بودم"

رو بگو :D
همش تقصیر این وارتان هست که این کلمات رو سر زبونم انداخته ;)
منتظریم هاااا

پسر مهاجر گفت...

با خوندن این پست میتونم بگم
توجزو اون موجوداتی هستی که هنوز کشف نشدن
یادم باشه آدرس وبتو بدم به ی جانور شناس چیره دست
مثلا خانو دکتر طلعت حبیبی یا منیژه کرمی
شاید اونا بتونن تو گروه های بیوسیستماتیکی تو یه گروهی بزارنت.

جالب بود

ولی منم با ی قسمتش موافقم
اونم اینکه نمیدونماون چیزی که احساس می کنم هستم یا نیستم

تا دویاره

پسر مهاجر گفت...

در مورد ÷ست قبلبت اینو میگم


bu posta ne kadar uzun sürdi!
ben bu saçmaları kı derdiler dünyanın sonu olacaktır inanmıyordum
ama
gerçekten tanrıdan ısterdim ki keşke doğru olsaydı.
bence en büyük bir şansdır kı bir insan dünyanın sonun görsun


esen kal

Vartan گفت...

اشکـــــــــــان بِپلاسی :))) من کدوم کلمات رو سر زبونت انداختم؟!!! عجبـــــا!
ژوبی بیا این اشکان و جم کن :))) این خودش حیا نمی‌کنه :))

شایان گفت...

باید سامان بیاد اعتراف کردنو از تو یاد بگیره
هاااااا
ایول

Reza Cupid Boy گفت...

اشکان واه و واه و واه! :))))
من شرت اصن نمی پوشم! =))
بقیه اعترفا واسه یلدای بعدی!

پسر مهاجر نظر لطفته! :)))))
خوشحالم که دست کم یه جاش با هم اشتراک نظر داریم!
son postamın hakkında de ne dıyeceğimi bilmiyorum! Neden canım: Neden dünya sonu görmeği istiyormusun? Farkın ne? Yanı baksan bakmasan, hepimiz bir gun öleceğız
Çok uzgun görünüyorsun ya
Kocaman öpüyörüm

Reza Cupid Boy گفت...

شایان خوشت اومد خدایییش؟
بوووس‌:))

saman... گفت...

هركسي يه زبان بيان واسه اعترافاتش داره شايان جان
:-)
حالا تو اعترافات من از فيتيش هاي جنسيم و تو كف بودنام نگفتم اون ديگه ديد توئه...
همينشم به زور نوشتم پسر خوب...
بوووووس:-)

Reza Cupid Boy گفت...

اِاِاِ سامان بدجنس همچی میگی انگار من اینارو گفته م! :))))
بوووس

Maahan گفت...

عزیزم هموفوب هستی؟ باشه. یه سر بیا کلینیک من٬ با روش‌های مخصوص خودم درمانت می‌کنم :))

Reza Cupid Boy گفت...

ماهان جان غلط کردم! :)))))
درست شدم جان خودم!

بوووس