نیازی به اعتراف نیست!!! تا الان همه تون باید بدونین که من هرگز عشق دو طرفه رو تجربه نکردم و شاید در مقایسه با خیلی از شماها دلم خیلی کمتر لرزیده باشه! ایده آل هام خیلی بالان و این مساله همه زندگیم رو تحت شعاع میذاره و خیلی آزارم میده، تو همه چیز هاااا! ولی خیلی فانتزی عشقی دارم! یه چیزی مثه daydreaming زیااااااد دارم! شاید چون میخوام بهش برسم و این واکنش دفاعی روانمه که تلاش می کنه شرایطش رو دست کم تو مغزم برام فراهم کنه! خب من تو این فانتزی ها به خیلی چیزا دقت میکنم، جزئیاتی که آدم رو دیوونه و از سویی هیجان زده میکنه! بعد فقط کافیه یه تصویر از پسر نزدیک به ایده آل هام ببینم، دیگه واویلا! خر بیار باقالی بار کن! تمام فکرم میشه اون...
اما خب یه فایده ای هم داشته این توهما! تونستم تقریباً بفهمم چی می خوام و واسه اون خواسته ام، چه یه پسر باشه چه هر چیز دیگه، تلاش کنم! خیلی مهمه بدونی چی میخوای نه؟ شما تیتر این پست رو هر چی دوست دارین بذارین تو نقطه چیناش و بگین بهم! من هم الان میگم:
من الان فازم جوریه که اصن مثه قدیم ترا دلم عشق ۱۰۰٪ رمانتیک نمی خواد. به نظرم احمقانه و بچگانه است! چون واقعیت نداره، و هرگز هم نداشته! البته رو ۱۰۰٪ تاکید میکنم! عشق حماسی هم نمی خوام که تهش یکی یا بمیره یا اون یکی رو بکشه! :)))) رومئو ژولیت یا اتللو که نیست زندگی! من دلم یه عشق تند و آتشین میخواد. شاید بگین این دیگه نامش عشق نیست ولی من میگم هست. حتماً که نباید همه عشقا افلاطونی باشه! مگه ما همه افلاطونیم؟ =)) دلم یه عشق شهوانی میخواد که اتفاقی آغاز شه. با نگاه، با جذابیت ظاهری، با لمس. و البته این رو منکر نمیشم که حالت ایده آلش اینه که سوژه عشقیت از نظر اخلاقی و رفتاری هم خوب باشه، ولی از رو تجربه دوستای ستریتم میگم که خیلی هم این مساله در آغاز کار مهم نیست! من فک می کنم اگه از قیافه و تن طرف خوشت بیاد، اگه خودت رو وابسته به وجود مادیش بدونی، میتونی خودت رو با رفتارای ناسازگارش هم همخونی بدی، میتونی کوتاه بیای! ولی چه سود اگه عشقت(اگه اصن عاشقش بتونی بشی) از نظر اخلاقی فرشته خو باشه ولی از چهره اش، آواش، اندامش و ستایلش خوشت نیاد! من فک میکنم اگه شمایی که این رو می خونین و سریع گارد میگیری، یه کم بیشتر که فک کنی می بینی که این خواسته های من حدوداً به ذهن خودت هم خطور کرده و من این رو بیماری\ویژگی سده ۲۱ و ۲۰ میدونم! دوران ماتریالیسم. خب به نظر من این بیماری نیست، تنها ویژگیه. ولی بیماری رو هم گفتم که به مذاق طرفدارای عشق پاااااک هم خوش بیاد! :)))
سخن آخر، من بیشتر مادیگرام تا همجنسگرا!!! =))))) به خودم تو زندگیم تو همه موارد ثابت کردم که معنویات اونقد واسم مهم نیست که حقایق مادی و لمس شدنی دنیای بیرون. پس من رو ببخشید که میگم دلم یه عشق شهوانی، ظاهربینانه، مادی و جسمی میخواد... امیدوارم از این به بعد یه لِیبل حیوون بودن بهم نخوره و بخاطر هم حس بودنمون و درک متقابلمون از تنوع و رنگین بودن، من رو درک کنین و عاق نکنین! :))))
پ.ن-۱: همیشه گفتم همه چی نسبی و آزمایش پذیره، ممکنه همه حرفایی که زدم رو طی یه آزمایش واقعی در آینده، رد کنم یا شاید هم بیام و با طلا ازنو بنویسمشون! شاید آره، شاید نه!
بوووس
پ.ن-۲: این پسره تو کلیپ Crazy Sexy Wild از بانو Inna بدجور رفته رو مخم! فعلاً با این تشکیل خونواده دادم :)))))
اما خب یه فایده ای هم داشته این توهما! تونستم تقریباً بفهمم چی می خوام و واسه اون خواسته ام، چه یه پسر باشه چه هر چیز دیگه، تلاش کنم! خیلی مهمه بدونی چی میخوای نه؟ شما تیتر این پست رو هر چی دوست دارین بذارین تو نقطه چیناش و بگین بهم! من هم الان میگم:
من الان فازم جوریه که اصن مثه قدیم ترا دلم عشق ۱۰۰٪ رمانتیک نمی خواد. به نظرم احمقانه و بچگانه است! چون واقعیت نداره، و هرگز هم نداشته! البته رو ۱۰۰٪ تاکید میکنم! عشق حماسی هم نمی خوام که تهش یکی یا بمیره یا اون یکی رو بکشه! :)))) رومئو ژولیت یا اتللو که نیست زندگی! من دلم یه عشق تند و آتشین میخواد. شاید بگین این دیگه نامش عشق نیست ولی من میگم هست. حتماً که نباید همه عشقا افلاطونی باشه! مگه ما همه افلاطونیم؟ =)) دلم یه عشق شهوانی میخواد که اتفاقی آغاز شه. با نگاه، با جذابیت ظاهری، با لمس. و البته این رو منکر نمیشم که حالت ایده آلش اینه که سوژه عشقیت از نظر اخلاقی و رفتاری هم خوب باشه، ولی از رو تجربه دوستای ستریتم میگم که خیلی هم این مساله در آغاز کار مهم نیست! من فک می کنم اگه از قیافه و تن طرف خوشت بیاد، اگه خودت رو وابسته به وجود مادیش بدونی، میتونی خودت رو با رفتارای ناسازگارش هم همخونی بدی، میتونی کوتاه بیای! ولی چه سود اگه عشقت(اگه اصن عاشقش بتونی بشی) از نظر اخلاقی فرشته خو باشه ولی از چهره اش، آواش، اندامش و ستایلش خوشت نیاد! من فک میکنم اگه شمایی که این رو می خونین و سریع گارد میگیری، یه کم بیشتر که فک کنی می بینی که این خواسته های من حدوداً به ذهن خودت هم خطور کرده و من این رو بیماری\ویژگی سده ۲۱ و ۲۰ میدونم! دوران ماتریالیسم. خب به نظر من این بیماری نیست، تنها ویژگیه. ولی بیماری رو هم گفتم که به مذاق طرفدارای عشق پاااااک هم خوش بیاد! :)))
سخن آخر، من بیشتر مادیگرام تا همجنسگرا!!! =))))) به خودم تو زندگیم تو همه موارد ثابت کردم که معنویات اونقد واسم مهم نیست که حقایق مادی و لمس شدنی دنیای بیرون. پس من رو ببخشید که میگم دلم یه عشق شهوانی، ظاهربینانه، مادی و جسمی میخواد... امیدوارم از این به بعد یه لِیبل حیوون بودن بهم نخوره و بخاطر هم حس بودنمون و درک متقابلمون از تنوع و رنگین بودن، من رو درک کنین و عاق نکنین! :))))
پ.ن-۱: همیشه گفتم همه چی نسبی و آزمایش پذیره، ممکنه همه حرفایی که زدم رو طی یه آزمایش واقعی در آینده، رد کنم یا شاید هم بیام و با طلا ازنو بنویسمشون! شاید آره، شاید نه!
بوووس
پ.ن-۲: این پسره تو کلیپ Crazy Sexy Wild از بانو Inna بدجور رفته رو مخم! فعلاً با این تشکیل خونواده دادم :)))))





